دنیای غریب پدر سالاری

خرید بک لینک
اخیرا خودم را درگیر خواندن کتابی کرده ام که مثلا خیر سرش خیلی جدی و مهمه و خوب واقعا هم هست اما نه انقدرها که فکر می کنه. عنوانش هم مثل کتاب هایی از این دست دو بخشه: What Went Wrong?: Weste Impact and Middle Easte Response این کتاب شاید ترجمه شده باشه اما من اخیرا دز گنده...وزی ام زده بالا و کلا فارسی خواندن را منوط به وبلاگ خوانی کرده ام. آره سواتم که هنوز ته چاهه اما ادا اطوارم سر کشیده به فلک. حالا بگذریم. دارم این کتاب را با سرعت لاک پشتی پیر و سرگشته می خوانم و هر از چندی چند تا فحش آبدار به جاناتان می دهم. بعد پشیمون می شم و از فرافکنی دست می کشم، مسئولیت بی سواتی ام را می پذیرم و بر می گردم به کتاب. حیران می شوم که چطور ندانسته و نخوانده واو به واو حرف های برنارد لوئیس را رساله دکترام انعکاس داده ام و عرق شرم به صورتم می شینه که چرا من این پیرمرد هاف هافو که تا سن صد سالگی مثل اسب، بی وقفه به مسلمانان می تاخت را جدی نگرفته بودم. حالا از برای پرداختن بهای این غفلت عظیم، خودم را خار و سبک کرده و کنار یک مشت ابله تر از خودم نشسته ام و شاگردی استادانی را می کنم که از برنارد لوئیس بیزارند و حاضر نیستند قبول کنند که این جهود هاف هافو همچین بیراه هم نگفته. یک جای کار اشتباه شده و اما به جای جبران، شمشیر از رو بستیم و دخل هر چه اسلام و مسلمان بود را به بهای انتقام گیری از استعمارگران فاسد در آوردیم و بعد تو سر زنان در تلاش برای جستن از منجلابی به اسم خاورمیانه به دامان همان استعمارگران پناه بردیم که تو را به خدا بیایید و اجازه بدهید در آستان امن ممالک شما لحظه ای آسوده باشیم. آنها هم شلاق پشیمانی از تاریخ استعمار بر پشت کوبان، بدون اینکه سرزنش مون کن دنیای غریب پدر سالاری...

ما را در سایت دنیای غریب پدر سالاری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 14:50

متاسفانه هر چه بیشتر از ننوشتم در اینجا می گذره، برگشت و از سر گرفتن ماجرا سخت تر می شه. بدتر از آن اینکه از ننوشتن در این فضا ناراحت نیستم. برای گفتن چرا و به چه علت اجازه بدهید یک کم برگردم عقب. تصمیمم برای نوشتن از یک سال و نیم پیش ماجراهای مهسا امینی شروع شد. آن موقع بود که احساس کردم بهتره برای مدتی طولانی گم به گور بشم. راستش حوصله، توان و صبرم برای تحمل کم شده بود. هنوز هم به هیچ کدام از ابزار روحی سازشمندی مجهز نیستم. نه حوصله دارم آسمان و ریسمان ببافم، نه توان ذهنی مقابله با نظرات مخالف در من باقی است و نه برای حماقت های گاه و بیگاه بقیه وقت دارم. ولی دروغ چرا که گاهی هم با خودم از حیف شدن وقت و اندیشه ای که صرف اینجا می شه میگم و به این نتیجه می رسم که ولش کن. غیر از یافتن دوستان خوب، چه بهره ای دیگری از وراجی در اینجا برده ام؟ تقریبا هیچ. بهره که سهله گاهی فقط حرص خورده ام و از عمر خودم کاسته ام. گاهی هم یکی پیدا می شه کامنت مزخرفی پای نوشته هام میگذاره و اوج نفهمیدن های خودش را در تاختن به نوشته های من پیدا می کنه. من هم روم نمی شه که کلفت بارش کنم، بلدم فقط روم نمی شه. این دست مثالها که زیاد می شوند به نتیجه ای می رسم که می بینید. حالا حالاها هم مونده تا آن سبک نوشتاری مورد پسند شما از روح و روان آزرده من بیاد بیرون که باور کنید اگر نیاد هم اتفاقی نمی افته. اصلا این سبک نوشتاری دیگه خریداری نداره. خود من در اینستاگرام بازخورد بهتری از دوستانی که به دقت گزیده و انتخاب کرده ام دریافت می کنم در کمتر از بیست و چهار ساعت هم تکلیف بازخوردی هر پست مشخص می شه. من هم آنجا آدم دیگری هستم. خلاقیت کمتری در نوشتار و مزه پراکنی بیشتر درتصویر بهم می رسونم و خدا بده برکت دنیای غریب پدر سالاری...

ما را در سایت دنیای غریب پدر سالاری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: سه شنبه 19 تير 1403 ساعت: 18:57

صفحه بندی